تبليغاتX
)*)*)* نقض حقوق تورکهای ایران بر طبق نص صریح قرآن: )*)*)* 1) (( یا أَیهَا ‌النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَ أُنثَى و َجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ْ ...... )) « همانا ای مردم ما شما را از نر و ماده آفریدیم و شما را در ملل و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید.... » آیه 13 سوره حجرات )*)*)* 2) (( وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیاتٍ لِّلْعَالِمِینَ )) « و از نشانه‌های او آفرینش آسمانها و زمین و گونه‌گونی زبانها و رنگهای شماست.» آیه 22 سوره روم )*)*)* 3- (( یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یكُونُوا خَیراً مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یكُنَّ خَیراً مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ")) « اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره كنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند; و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند; و یكدیگر را مورد طعن و عیبجویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یكدیگر را یاد نكنید، بسیار بد است كه بر كسى پس از ایمان نام كفرآمیز بگذارید; و آنها كه توبه نكنند، ظالم و ستمگرند! » آیه 11 سوره حجرات )*)*)*) سرانجام كار كساني كه نص صريح قرآن را زير پا مي‌گذارند << )*)*)* 1- (( وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ یهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یعْدِلُونَ {181} وَالَّذِینَ كَذَّبُواْ بِآیاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَیثُ لاَ یعْلَمُونَ )) « و از آنها كه آفریدیم، گروهى بحق هدایت مى‏كنند، و بحق اجراى عدالت مى‏نمایند. و آنها كه آیات ما را تكذیب كردند، به تدریج از جائى كه نمى‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم كرد. » آیه‌های 181 و 182 سوره اعراف )*)*)* 2 - (( إِنَّ الَّذِینَ یكْفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَیقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ حَقٍّ وَیقْتُلُونَ الِّذِینَ یأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ {21} أُولَـئِكَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِینَ )) « كسانى كه نسبت به آیات خدا كفر مى‏ورزند و پیامبران را بناحق مى‏كشند، و - نیز- مردمى را كه امر به عدالت مى‏كنند به قتل مى‏رسانند، و به كیفر دردناك - الهى- بشارت ده! آنها كسانى هستند كه اعمال - نیكشان، به خاطر این گناهان بزرگ- در دنیا و آخرت تباه شده، و یاور و مددكار- و شفاعت كننده‏اى - ندارند. » آیه‌های 21 و 22 سوره آل‌عمران )*)*)*)* پیامبر اسلام (ص) می‌فرماید(( "الملک یبقی معی الکفر و لایبقی مع الظلم")) « یعنی اگر یک جامعه عادل و متعادل باشد قابل بقا هست هرچند مردمش کافر باشند. اما با ظلم قابل بقا نيست.»
)*)*)* / بررسی حقوق تورکهای ایران از دید بین المللی )*)*)* (*)(*) ماده 23 اعلامیه جهانی حقوق زبانی ژوئن 1996 بارسلون: /// 1- آموزش و تحصیل می‌بایستی در سرزمینی که در آن عرضه می‌گردد، به تشویق افاده فرهنگی خود از سوی جمعیت زبانی، کمک نماید.////2- آموزش و تحصیل می‌بایست در سرزمینی که عرضه می‌شود، به حفظ و توسعه زبانی که یک جمعیت زبانی به آن سخن می‌گوید یاری رساند.////3- آموزش و تحصیل همواره می بایست در خدمت تکثر و تنوع زبانی و فرهنگی و روابط آهنگدار بین جمعیتهای زبانی گوناگون در سراسر جهان باشد." (*)(*)ماده 5 منشور شورای اروپا: /// 1- امضاء کنندگان متعهد می‌شوند شرایطی را فراهم آورند که آحاد اقلیتهای ملی قادر گردند، فرهنگ خود را پاس داشته و رشد و پرورش دهند و اجزای مهم هویت خویش، چون دین، زبان، سنتها و میراث فرهنگی خود را حفظ کنند.///2- صرف نظر از اقدامات کلی برای جذب و ادغام اقلیتهای ملی در جامعه الزاماً در پیش گرفته می‌شوند، امضاء کنندگان این منشور از هر اقدام و هدف دیگری که به منظور تحلیل دادن و همگون سازی اجباری و ذوب کردن (آسیمیلاسیون) آنها دنبال می‌شود، دوری جویند و تلاش می‌کنند از اشخاصی که در معرض چنین رویه و سیاستهای آسیمیلیستی می‌باشند، حمایت کنند. (*)(*) ماده 4 بیانیه حقوق افراد متعلق به اقلیتهای ملی، نژادی، مذهبی و زبانی مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه شماره 135/47 مورخ 18 دسامبر 1992: " /// بند 2- ملل متبوع اقدامات لازم را برای خلق شرایط مناسب در مورد افراد متعلق به اقلیتها در جهت ابراز ویژگیهای آنان و ترویج فرهنگ، زبان، مذهب، سنن و لباسهای آنان اعمال خواهند داشت، مگر آنکه انجام آن موارد خاص با قوانین ملی و یا استانداردهای بین المللی مغایرت داشته باشد./// بند 3- ملل متبوع در صورت امکان باید اقدامات لازم را در اینکه افراد متعلق به اقلیتها فرصتهای مناسبی برای یادگیری زبان مادری و یا دریافت قوانین و مقررات به زبان مادری خود داشته باشند، ایجاد نماید.//// بند 4- ملل متبوع در صورت امکان تمهیدات لازم را در زمینه تحصیل بزبان مادری و تشویق در کسب معلومات تاریخی، سنتها، زبان و فرهنگی که در درون مرزهای آن اقلیتها در توسعه اقتصادی و پیشرفت ملی در کشورشان بنمایند." (*)(*) ماده 50 اعلامیه جهانی حقوق زبانی ژوئن 1996 بارسلون://// 1- همه جمعیتهاى زبانى حق دارند كه زبانشان از جایگاهى ممتاز در تبلیغات، آگهى ها، تابلوها، علائم و نشانگاههاى بیرونى و به عنوان یك كل در چهره كشور برخوردار باشد.//// ٢- در داخل سرزمین جمعیت زبانى، هر كس حق دارد به اطلاعات تمام و كامل شفاهى و نوشتارى تهیه شده به زبان خود درباره كالاها وخدمات عرضه شده توسط موسسات بازرگانى، از جمله به نحوه استفاده، اتیكتها، لیست هاى مواد سازنده، تبلیغات و آگهى ها، ضمانت نامه ها و غیره دستیابى داشه باشد." (*)(*) ماده 11 منشور شورای اروپا: //// بند 2- امضاء کنندگان منشور متعهد می گردند که حق هر یک از آحاد اقلیتهای ملی را برای نصب تابلو، آوردن رونوشت، برچسب و سنگ نبشته مطالب خصوصی دیگر بزبان اقلیتها که برای همگان قابل رویت باشد، برسمیت بشناسند./// بند 3- در مناطقی که اقلیتهای ملی سنتاً به تعداد زیاد سکونت دارند، امضاء کنندگان منشور تلاش می‌کنند در چهارچوب موازین قانونی و محتملاً در توافق با کشورهای دیگر و با توجه به ویژگیهای موجود نام مناطق، محلات، خیابانها و دیگر علایم جغرافیایی را به زبان این اقلیتها بنویسند و نصب کنند، چنانکه برای این کار تقاضای کافی در میان باشد. (*)(*) ماده 32 اعلامیه جهانی حقوق زبانی ژوئن 1996 بارسلون: //// بند 1- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که نامهای محل و مکان به زبان خاص سرزمینی خود را (نیاخاکی)، هم به صورت شفاهی و هم بصورت کتبی، در محیطهای خصوصی، عمومی و رسمی بکار برند.//// بند 2- همه جمعیتهای زبانی حق دارند که نامهای بومی محلها و مکانها را تثبیت و حفظ نموده، در آنها اصلاحاتی اعمال نمایند. همچو نامهای امکنه را نمی توان بطور کیفی موقوف و منسوخ نمود و یا تحریف و جرح و تعدیل کرد. همچنین نمی توان اینگونه نامها را پس از تغییرات سیاسی و یا هر گونه دگرگونی حادثه دیگر، تغییر داد." (*)(*) ماده 31 اعلامیه جهانی حقوق زبانی ژوئن 1996 بارسلون: //// "همه جمعیتهای زبانی حق دارند که سیستم نامهای شخصی خویش را در همه محیطها و در همه مناسبتها حفظ نموده و آنها را بکار برند." (*)(*) ماده 11 منشور شورای اروپا: //// امضاء کنندگان منشور متعهد می‌شوند که حق هر یک از آحاد اقلیتهای ملی برای انتخاب نام و نام خانوادگی بزبان خود و همچنین ثبت رسمی آن، به رسمیت بشناسد، بنحوی که نظم حقوقی کشورهای مربوطه آن را در نظر گرفته است. (*)(*) ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق زبانی ژوئن 1996 بارسلون: //// همه جمعیتهاى زبانى حق ثبت و بایگانى مدارك و اسناد به زبان سرزمینى خود (زبان نیاخاكى) توسط محضرهاى عمومى را دارا می باشند. (*)(*) ماده 22 کنوانسیون مذکور//// همه جمعیتهاى زبانى حق دارند كه مدارك تائید شده آنها توسط ثبت اسناد، محضرهاى عمومى و یا دیگر ماموران صلاحیتدار دولتى، به زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاكى) محل خدمت ماموران دولتى و یا محضرهاى عمومى تهیه و تنظیم شوند." (*)(*)ماده 17 اعلامیه مذکور//// بند ١- همه جمعیتهاى زبانى از این حق برخوردارند كه به همه اسناد و مدارك رسمى كه به نحوى مربوط به سرزمین نیاخاكى یك زبان می‌باشد، تهیه شده در زبان خودشان دسترسى داشته و آنها را كسب نمایند، چه این چنین مداركى چاپى، قابل خواندن با ماشین و یا در هر فرم دیگرى بوده باشد.//// بند ٢- فرمها و اسناد ادارى استاندارد، چه در شكل چاپى و چه در شكل قابل خواندن توسط ماشینها و یا به هر فرم دیگر، باید به همه زبانها تهیه شده و در محلهاى قابل دسترسى براى عموم و استفاده آنها قرار گیرندּ این خدمت باید توسط مقامات دولتى به شكلى انجام پذیرد كه همه سرزمینهایى را كه براى یك زبان، سرزمین خاص زبانى (نیاخاكى) شمرده می شوند تحت پوشش قرار دهد. (*)(*) ماده 15 همان اعلامیه: //// همه جمعیتهاى زبانى از این حق برخوردارند كه تمام اسناد ادارى، مدارك شخصى و دولتى و قیدیات محضرهاى عمومى ثبت شده به زبان خاص سرزمینشان (زبان نیاخاكیشان)، معتبر و قابل اجراء شناخته شوند. و هیچ كس و مقامى نمى تواند تظاهر به نادیده گرفتن و بى خبرى از این زبان بنماید. (*)(*) ماده 48 اعلامیه جهانی حقوق زبانی ژوئن 1996 بارسلون: //// بند ١- در درون سرزمین جمعیت زبانى خویش، هر كس حق دارد كه زبان خود را با اعتبار قانونى كامل در همه معاملات اقتصادى از هر جنس، مانند خرید و فروش كالاها و خدمات، بانكدارى، بیمه، قراردادهاى شغلى و غیره بكار برد. //// بند ٢- هیچ ماده ى از اینگونه مقررات و عقدهاى خصوصى، نمى تواند كاربرد زبان خاص سرزمین (زبان نیاخاكى) را محدود و یا ممنوع سازد.//// بند 3- در داخل سرزمین یك جمعیت زبانى، هر كس محق شمرده مى شود كه به همه اسناد لازم براى انجام عملیات فوق الذكر، تهیه شده به زبان خویش دسترسى داشته باشد. این چنین اسنادى شامل فرمها، چكها، قراردادها، رسیدها، صورت حسابها، سفارشنامه ها ، دریافت نامه ها و غیره می شود. (*)(*) بند 3 ماده 10 منشور شورای اروپا: //// امضاء کنندگان متعهد می‌شوند، حق هر شخص از اقلیتهای ملی را تضمیـن کنند، برای اینکه وی در حداقل زمان ممکن به زبانی که وی متوجه می شود در مورد دلایل دستگیری، در مورد نوع اتهاماتی که به وی وارد می شود، مطلع گردد و وی حق این را خواهد داشت که با این زبان و اگر لازم باشد به کمک مترجمی که بطور رایگان در اختیار وی قرار خواهد گرفت، از خود دفاع کند." <<<< اينها بخش كوچكي از حقوق ملي توركهاست كه ساليان درازي است توسط رژيم شوينيستي و آرياپرست پان‌فارس و علي‌الخصوص جمهوري اسلامي لگدمال مي‌گردد.>>>>
(*)(*) برخي از خواستهاي بحق ملي – مدني و فرهنگي ملت تورك آزربايجان جنوبي (*)(*) - قبول صريح و قانوني هويت ملي خلق تورك و نام ملي آن تورك از سوي دولت ايران. -لغو رسميت نژادپرستانه و انحصاري زبان و خط فارسي در قانون اساسي. (اصلاح كامل ماده 15) - لغو مصوبه‌هاي تحريك‌آميز و نژادپرستانه نظام كه زبان و خط قوم اقليت فارس را عامل و ملاك تعريف هويت ملي همه شهروندان و ملل ساكن در ايران مي‌شمارد. -رسمي و دولتي نمودن زبان و خط توركي در ايران به عنوان زبان اكثريت نسبي مردم اين كشور. - پايان دادن به تجزيه ارضي سرزمين آزربايجان بين دوازده استان هر كدام وابسته مستقيما به تهران. -رفع محدوديتها و ممنوعيتها در راه ايجاد نهادها، موسسات و ּּּ فرهنگي و آكادميك لازم در جهت شناسايي، حفظ و گسترش زبان، فرهنگ و تاريخ توركي مانند ايجاد فرهنگستان زبان و ادب و تاريخ توركي، ايجاد راديو و تلويزيونهاي سراسري خصوصي و دولتي به زبان توركي، نشر روزنامه ها، نشريات سراسري دولتي و غيردولتي به زبان توركي معيار. - آغاز به تعليم و تعلم به زبان توركي در همه مناطق تورك‌نشين ايران و در همه مقاطع تحصيلي، از مهد كودكها تا دانشگاهها. -كاربرد گسترده دولتي زبان توركي در عرصه‌هاي سمبليك مانند انتشار قانون اساسي، چاپ اسكناس، شناسنامه‌ها، كارتهاي شناسايي و پاسپورتها، تابلوها و علايم خياباني، محاكم قضايي و دواير دولتي، نمايندگيهاي خارج كشور و.... - جبران خسارتهاي بيشمار اقتصادي به سرزمين آزربايجان و سرزمينهايي كه توركان در آن ساكنند و رفع تمامي مظاهر تبعيض اقتصادي و سياسي و فرهنگي. - ايجاد كارخانجات و سرمايه‌گذاري بر روي صنايع مادر و مولد و به تبع آن مهار بيكاري، فقر، اعتياد و .... - و ....
haray haray biz turkuk

turk-news

taymaz

turk-news

http://turk-news.blogfa.com

haray haray biz turkuk

haray haray biz turkuk - یک توهین دیگر در شبکه دروغ پراکنی خبر ایران

haray haray biz turkuk

بزرگي گفته : بايد سرنوشت را از سرنوشت. به اعتقاد بنده {حق تعيين سرنوشت} بهترين دستاورد و هديه عقل و فطرت بشري است. جنبه فردي و جنبه اجتماعي حق تعيين سرنوشت گسست‌ناپذير و مكمل يكديگرند.
وقتي پروسه "ميللتچي‌ليك" را مرور مي‌كنم؛ به واژه فردگراي "ميللتچي" مي‌رسم. ميللتچي كسي است كه به حق تعيين سرنوشت اعتقاد پيدا كرده و مي‌خواهد اجتماعش نيز آن را درك و در جهت تحقق آن تلاش نمايد.
ميللتچي بايد بتواند حق تعيين سرنوشت شخصي خود را با اجتماع هماهنگ نمايد. اين بدان معني است كه ميللتچي‌ليك يك بده‌ وبستان فرد و اجتماع با يكديگر است. هيچ كدام نبايد چيزي را ديكته نمايند و نيز حق هضم شدن در يكديگر را ندارند. ميللتچي آزربايجان جنوبي سه مرحله زير را پشت سرمي‌گذارد و بالطبع حق تعيين سرنوشت را در هر مرحله به نوعي تجربه مي‌كند.
1- قرار داشتن در مرزهاي ايران و تلاش براي احقاق حقوق از دولت مركزي.
2- قرار داشتن در مرزهاي ايران و خودمختاري كامل يا نسبي (فدرالچي)
3- استقلال كامل آزربايجان جنوبي.
مهم است كه بدانيم فرد فرد ميللتچي‌ها به كدام مرحله مي‌انديشند؛ اما مهمتر آن‌ است كه اجتماع متشكله آنها به كدام مرحله نزديكتر است.
اين موضوع تعيين كننده نحوه مبارزه است. كدام نوع يا انواع مبارزه براي ما خوب است؟ مدني، فرهنگي، علمي و آموزشي، مسلحانه و .... تركيبي از همه آنها يا بخشي از آنها؟ كدام يك و در چه زماني؟
مطالعه در اين زمينه راهگشاي ما خواهد بود.
تايماز اوجاقلي
Türkcə
Annımızda nə yazılıb? onu yenıdən yazmalıyıq. belə düşünürəm ki insan hakları özəlliklə an yazılışları en büyük və önəmlı tapılmış və tarif olunmuş şeydir ki aydın ağıllar və dərın düşüncələr ona yetişiblər؛ onu kimsələrə və uluslara paylaşdırıblar.
Bu haq olsa özümlük davranışında yoxsa toplumsal (sosyal və ictimai) bölümündə bizə çox başarılar bəxş edir və edəcəkdır.
Millətçı özü və millətçilik toplumsal səviyəsındə biribirinlə düzgün، sıxıntısız və uğurlu alış-verışlərı olmamalıdır. anlamı budur ki kimsə topluma uyğun olaraq ona bildiriş verərkən onun savallarına qatılıb və onun uğurlu sonuclarına yardımcı olmalıdır.
Güney Azərbaycanda، Bir kimsə millətçı olarkən 3 bölümü addımlayır və addımlar birərbərər ona yenı baxış "anyazılarına" açıldırır.
1- iran sınırlarında dövlətdən haklarımızı almqlıyıq.
2- iran sınırlarında yarımçı özgürlüyə əl tapmalıyıq.
3- Güney Azərbaycana tam ozgürlük.
Önəmlıdır ki bir millətçı hangısını düşünür amma daha önəmı var ki toplum hangı bölümə ən yaxındir؛ Ayrıca onları araştırma، Güney Azərbaycanın milli haklarını qorumağ için önəmlı rolu oynur. Milli hərkət nə etməlıdır?
Kültürlü، mədəni، öyrətn və ilmi yoxsa silahlı və s mubarizə ona yaxşıdır? hangısı və nə zaman?
Bunu bilib ، anlayıb və işlətməlıyık.
Taymaz ocaqlı burasi guney azerbaycan

haray haray biz turkuk

یک توهین دیگر در شبکه دروغ پراکنی خبر ایران

" فارس کسی است که در عالم خیال ادعای اصالت ، نجابت و آریای اش گوش فلک را کر کرده است و در عام واقع از فرط فلاکت و جهالت دختران فراری اش در آن سوی آبهای خلیج فارس !!! به انتقام اصالت آریایی اش با عرب هم آغوش می شود و عرب محض تنوع می خواهد طعم فارس را احساس کند "

 بار دیگر در راستای تبلیغات نظام جمهوری ایران ، شبکه خبر ایران ، چهارشنبه شب ساعت 30/8 برنامه ای تحت عنوان زبان و فرهنگ ایرانی پخش نمود.

در این برنامه زبان همه ایرانیان فارسی بیان شد و جهت گسترش این زبان در دنیا راه کارهایی ارائه گردید.

زبان (لهجه) فارسی زبان فرهیختگی و معنویت

دکتر فیاض عضو هیات علمی دانشگاه تهران!!!؟؟؟؟

این آقا بیان کردند که زبان فارسی ، تنها زبان عرفانی دنیاست و با تعجب فراوان ، سهم زبانهای دیگر را نادیده می گیرند آقایان دوباره ادعای بهترین زبان و بهترین ملت را به خود نسبت داده و قومیتها و ملل مختلف ایران را با زبانهای مختلف و متفاوت نادیده گرفتند و این را به بیننده القا کردند که ایرانی در دنیا تنها با زبان فارسی شناخته می شود و لا غیر. بسیار خنده دار است ؛ پس ترکها ، کردها ، لرها و .... در کجای این کشور و در کجای این تنوع فرهنگی جای داریم.

ما که فارس نیستیم و فقط به این زبان درس خوانده ایم ؛ سهم ما از این پیشرفتها چیست؟ هیچ!

 آیا به واقع زبان عرفان در دنیا زبان فارسی است. آیا تنها سعدی و حافظ در دنیا عارفند ، فضولی ها سهروردی ها و شهریارها چه؟

آیا اقوام دیگر ایرانی عارف و زاهد ندارند؟ چرا هذیان می گویید، زبان شما فرا مرزی است خوب تبریک می گوئیم. (البته جهت دلخوشی تان می گویم.).

همه می دانند که چرا زبان شما در هند و پاکستان و افغانستان گسترش یافت چون نسبت به شاعران شما ارزشی قایل نبودند چون به کیسه زر شاهان و جیب انها چشم دوخته بودن و برای سیر کردن شکمشان شعر می گفتند. آن زمان هم حاکمان  به بی ارزش بودن زبان شما پی برده بودند که شاعران شما به کشورهای همسایه شرقی فرار کردند.

شما میخواهید یک فرهنگ متشکل از چندین ملیت و قومیت والای ایرانی را به اسم فارس تمام کنید .اسراییل در پیش شما شرمنده است. هیتلری فکر می کنید و همین فکر باعث هیتلری عمل کردنتان و هیتلری عمر کردنتان می شود.

ای فرهیحتگان پارس، مادر بزرگها و پدر بزرگهای ما ملت تورک که فارسی بلد نبودند فرهیخته نبودند و  شاید کافر یا ملحد بودند (چون زبان عرفانی شما را نمی دانستند) و از این گفته شما می توان نتیجه گرفت که پروردگار نیز یک اشتباه بزرگ کرده است و آن اینکه قرآن و دینش را به عربی و از عربستان انتحاب کرده است شما فارسها را فراموش کرده بود.

جناب آقای کلهر مشاور رییس جمهور آریا پرست ؛

شما می فرمایید ژنتیک ما ایرانبان یکسان است و آریایی. (البته من آن مقاله کذایی را در مورد نژاد آریایی که توسط یک دکتر شوئنیست جیره خوارتان خوانده ام) ما تا آنجا که مطالعه کردیم و شما در کتب تاریخ خود نیز به آن اشاره کرده اید ما ترکها ماد هستیم نه آریایی پس یا ما ایرانی هستیم یا شما. (تاریخ جهان ؛ جواهر لعل نهرو)

شما می گویید قزاق ها فارس هستند و می گویید که حافظ در شعر خود در این بیت معروفش که گفته ((اگر آن ترک شیرازی بدست ارد دل  ما را  ...  )) و منظورش از ترک ، زیبا روی قزاقی است. آیا کلمه ترک به معنی قزاق فارس است یا قزاق ترک. شما با سوادی که دارید برای ما مشخص کنید. ما که نتوانستیم این تناقض کویی شما را حلاجی کنیم. البته خوانندگان عزیز بهتر فهمیدند که شما سواد ندارید و این صحبت شما از روی غرض ورزی و حقارت است. پس یا اینکه قزاق ها ترکند یا شیرازیند و بعدا قزاق شده اند. (من که نفهمیدم چی شد)

شما فرمودید که نژادهای تک ژنی ضعیف هستند و ایرانیان چون از نژادهای مختلفند ، برترند و قویتر. (صد رحمت به هیتلر)

اگر و مطمئنا به این تعدد ژنیتیکی معتقد هستید چرا این همه فارس فارس می کنید، یا اینکه منظورتان از تداخل ژنتیکی همان تداخل ژنتکی فارسها با اعراب در دبی (دختران فراری) و با افغانها (تجاوز روز افزون افغانها به ناموس فارس در شهرهای فارس نشین ایران با تهاجم خاموش) می باشد .

پس ما ترکها که در حکومت ماد و چندین حکومت پس از هخامنشیان بر ایران حکم راندیم تک ژنی هستیم. ترک اصیل هستیم. آری راست می گویید ؛ ما تا زمان قاجار قوی بودیم و به دلیل اینکه نگذاشتیم عرب و افغان بر ناموسمان بتازند و همین باعث شد که ضعیف شدیم و عرصه را بر شما فارسهای برتر دادیم. چون ضعف را بهتر از بی غیرتی دیدیم.

شما میگویید دولت آمریکا علیرغم هزینه های کلان در جهت تفرقه اندازی در میان اقوام ایرانی شکست خورد. دو سوال از شما دارم:

1-    سهم شوئینیست فارس از این تفرقه انگیزی که هر روز هم فزونی می یابد و ایران را تا مرحله آنالیز و تجزیه پیش می راند چقدر است؟

2-   دلیل این همه نفرت از حکومت پان فارسیست نژاد پرست چیست؟

همه ایرانیان با هر ملت و قومیتی ،  ملتی با ریشه هستند  اما قبول کنید که فارس نیستند. شما میگویید زبان ایرانیان زبان فارسی است اما ما نسل جوان ملتهای مختلف ایران به زبان ( لهجه) شما به عنوان یک زبان ارتباطی مشترک می نگریم نه زبان اصلی مان. اما نمیدانیم چرا فارسی زبان مشترک ما شد. پروردگار متعال را شکر می کنیم که به ما اقوام ایرانی لطف عظیم عنایت کرد و آن اینکه همانند حضرت سلیمان با زبان حیوانات آشنایی داریم.

ما با زبان شما مشکلی نداریم چون یکی از آیات خداست. اما با تبلیغات شما ، تحریفات شما و محرومیت از زبان خودمان مشکل داریم. مگر ایران تنها متعلق به شماست که ادعای فرهنگ فارس تان گوش فلک را کر کرده است. بگیرید ما زبانتان را به خودتان پس می دهیم.

آقای کلهر در ادامه صحبتهایشان از سمبل ها و نمادهای جوامع و ملل سخن بمیان آوردند و با ارائه مثالی از ملت انگلیس که روباه را بعنوان تمثال و نماد خود برگزیده اند و فرمودند این حیوان از قداست ویژه ای در بین انگلیسها  برخوردار است. ایشان عنوان کردند که بیشتر انگلیسیها از نظر روحی به این حیوان شبیهند.

کلهر گفت: نماد فارسها شیر است. شیر حیوانی است که علاوه بر نوزادان خود به نوزادان شیرهای دیگر نیز شیر می دهد و این نشانه دست و دلبازی است و نیز شیر وقتی سیر است حیوانی آرام است و دیگر شکارچی خطرناکی نیست. خوب اینها دو صفت خوب شیر؛ اما چرا از صفات زشت و بد این حیوان به چیزی اشاره نکردند. شیر هیتلر جنگل است که از قدرت خویش غره است. او مغرور است اما جزو حیواناتی است که ماده اش شکار می کند و نرش می خورد. شیر حیوانی است که زود رام می شود و در سیرک ها بیشترین حجم برنامه ها را اجرا می کند. اما یک گرگ را هرگز نمی توان رام کرد. فراموش نکنیم که همان روباه ها و گرگ ها در داستان های مختلف  شیر را ذلیل می کنند و شیر یک حیوان مغرور بی فکر است.

براستی اگر شیر نماد فارسها است پس چرا اثری از آن در فرهنگ فعلی فارسها دیده نمی شود و تنها جایی که نماد شیر در آن وجود داشت همان پرچم شیر و خورشید زمان طاغوتی شاه بود که آنهم نابود شد. نماد یک ملت باید در معرض دید جامعه باشد. من که ضرب المثلی در این رابطه در لهجه فارسی یادم نمی آید. فقط در برخی داستانهای  کلیله و دمنه شیر را حیوانی ابله و مفت خور می بینیم که حتی روباهی بی دست و پای هم از او باعرضه تر است.

لازم است خدمت این شوئینیستها عرض نمایم که ، شما ابتدا بهتر است لهجه سی و چندم عربی را تبدیل به زبان قانونمندی نمائید سپس جهت گسترش آن در دنیا فکر کنید. چون طبق اسناد منتشره فارسی هنوز به عنوان زبان شناخته نشده است. چون آنقدر لهجه ضعیفی است که اگر کلمات عربی ، تورکی و انگلیسی را از آن بگیرند چیزی از آن باقی نمی ماند و بیشتر شبیه اصوات انسانهای اولیه خواهد بود.

 

یورقون یئلماز

 

+ نوشته شده در 5 Jan 2007ساعت 3 AM توسط taymaz |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا